خاطره

اگر آنکه رفت
خاطره اش را می برد
فرهاد سنگ نمی سفت!
مجنون آشفته نمی خفت!
حافظ شعر نمی گفت!
هم شعر و هم تصویر از خانم قدسی قاضی نور
اتفاق ساده
چرا یک اتفاق ساده
برای تو این همه حیرت آور است؟
سایهء تو زیادی بزرگ بود
زیادی بزرگ
من سردم بود
زیادی سرد
به آفتاب خزیدم
فقط همین!
قدسی قاضی نور
اینجوریا
باید دنبال شادیها گشت؛ غمها خودشان ما را پیدا میکنند.
فردریش نیچه
دو پیشنهاد
".... عاشق شدن کار هر کسی نیست، اما با ارزشه و مثل هر چیز با ارزش دیگهای، آدم باید به خاطرش خیلی چیزا رو فدا کنه، مثل یه دگردیسی. آدم باید از پوست کهنهش بیرون بیاد. مثل اینکه یه پری دریایی بخواد یه دفعه آدم بشه. پری دریایی باید تحمل درد قدم برداشتنو داشته باشه، فقط اون وقته که به یه آدم تبدیل میشه."
نمایشنامه آخرین پری کوچک دریایی نوشته خانم چیستا یثربی را تاره خوندم و خیلی دوسش داشتم. پیشنهاد میکنم اگه به ادبیات نمایشی علاقه دارین بخونیدش.
لینک وبلاگ سه روز پیش رو از یک پنجره پیدا کردم و مشغول خوندن آرشیوش هستم، انقدر که باحاله.

